ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
432
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
و آدم چون از جهان بيرون رفت شيث او را بكوه سرنديب بگور كرد ، همانجا كه از بهشت بر آن افتاد ، و آن را راهون گويند ، و حدّ آن هشتاد فرسنگ است اندر هشتاد فرسنگ ، و دفن كردش نزديك ساحل دريا ، بعد از آن آب غلبه كرد و گور آدم نيمى آب دريا بگرفت ، و چندانك حدّ گور آدم بود آب صافى و روشن بود و غوّاصان به دريا ( 281 - آ ) ، فرو شدندى و آنجا نماز كردندى ، و زيارت ، و پيدا بودى حدّ آن از آب دريا ، پس در عهد طوفان ، نوح پيغامبر عليه السلام آنجا رفت ، و استخوان آدم عليه السلام ببيت المقدس آورد ، و آنجا دفن بكرد بعد از آن چون طوفان بنشست ، و تا طوفان بود بكشتى درهمى داشت ، و حوّا از بعد آدم بمرد ، و شيث او را هم پهلوى آدم در گور كرد ، و شيث را وقت مرگ هم پيش ايشان دفن كردند . عليهم - السلام و اللّه اعلم . ادريس و هو احنوح [ 1 ] عليه السلام قوله تعالى : وَ رَفَعْناهُ [ ] مَكاناً عَلِيًّا ، و در بهشت بتعبد ايزد تعالى مشغولست تا خداى تعالى خواهد تا بميراندش پس زنده كندش و حشر كندش با مردمان . نوح و سام عليهما السلام بعد از هزار و چهارصد و پنجاه سال عمر بمرد ، و سام او را بجوار آدم دفن كرد هم ببيت المقدس ، و بعد از آن سام بمرد [ 2 ] ، هم بشام دفن كردندش و آن است كه از عيسى پيغامبر عليه السلام معجزات خواستند كه او را زنده كند كه قديم عهدتر بود به مردن ، و خداى تعالى او را زنده كرد بدعاء عيسى عليه السلام . ( 281 - ب ) عابر و هو هود عليه السلام اندر كتاب سير چنان خواندم كه مردى از حضرموت پيش امير المؤمنين على آمد رضى اللّه عنه ، در عهد خلافت وى ، و رغبت كرد بمسلمانى ، على او را گفت حباك اللّه ، و او مسلمان گشت ، و على بن ابى طالب او را كرامت كرد ، بعد از آن
--> [ ( 1 ) ] روايتى : اخنوخ [ ( 2 ) ] ظ كه او را عمر بود